بخش ریزنیمه غربی شهرستان جم را تشکیل می دهد این شهرستان در منتها الیه جنوب شرقی استان بوشهرواقع است بخش ریزاز شمال با شهرستان فیروز آباد فارس ؛ ازسوی جنوب با شهرستان دیر ؛ از غرب با بخش مرکزی جم همجوار است وبه مساحت 850 کیلو متر مربع وبالغ بر 12000نفر جمعیت واز یک شهر(ریز) و22روستای کوچک وبزورگ است که 11روستا از این تعداد به دلیل داشتن حد نساب جمعیت شورای اسلامی داشته ودر آمار وزارت کشور منضور گردیده است 11روستا عبارتند از :
1) انارستان 2) تشان 3)دره بان 4)قلعه کهنه 5) پشتو 6) حسین آباد 7) تنگمان 8)جمال آباد 9) گند مزار 10) حرمیک 11) گلستان (خر گهی).
قسمت عمده ی بخش را جلگه ای تشکیل می دهد که ما بین آخرین دیواره های جنوبی رشته کوه زاگرس محصور است این دیواره ها شامل کوه سرخان در شمال وکوه احمد سلمان (کوه بهرامشاه)در جنوب است .رود خانه ی ریز(دره ی جمی) که از چشمه ی هفت چه (هفت چاه) جم سر چشمه می گیرد از میان دشت گذشته وبا گذر از مسیرطولانی در میان کوه ها سر انجام به رود مند می پیوندد در پی خشکسالی های پیاپی سالهای اخیر از میزان آب رودخانه تا حد زیادی کاسته شده است. با این حال یکی از عوامل شکل دهندهی حیات در این ناحیه که تاریخ ریز بستگی تام وتمامی با ان دارد. همین رود وشعب فصلی آن می باشد .در پایین دست رود در منتهی علیه غربی دشت یکی از کمیاب ترین جاذبه های طبیعی جنوب ایران یعنی جنگل گلوبردکان(گلی بردکان) ساخته ی دستان مهربان همین اب است .این مکان در سالیان اخیر یکی از پر طرفدارترین تفرجگاه های استان بوشهر درایام نوروز شده است.
ریز نامی کهن است که از وآژه ایی اوستایی وپهلوی((ریژ)) گرفته شده است .این واژه به سرزمین یا سرزمینی در کنار رود یا دریاچه گفته شده وبعدا خود به معنای آب و رود ودر یاچه به کار رفته است .نام شهر تبریز، مهریز، تفلیس ، بدلیس ، کلمه ی کاریز ونیز نام خالص ریز وریگ ، این واژه را به همین معنا به یادگار نگه داشته اند . سر انجام این فعل ((ریزاندن وریختن ))که در مورد آب وسایر مایعات به کار می رود نیز از همان واژه ی مشتق شده است . به عقیده برخی از اساتید ادبیات فارسی کلمه ونام ریزبا واژه های " رگا، ری،آریا و ایران " هم خانواده است وبه معنای سرزمین پاک ،نجیب ومقدس به کار رفته است .
یکی از لهجه های روان واصیل زبان فارسی در این منطقه رواج دارد که دارای ویژه گی هایی تقریبا منحصر به فرد است به عنوان نمونه می توان از تلفظ صدای (آ)در کلمات((خانه، شانه، لانه، باران و...)) یاد کرد نمونه ی دیگر مربوط به کار برد شناسه های ((مان، تان، شان))به صورت کامل است یعنی در صحبت های روزمره مردم ترکیبات صحیح وکاملی همچون ((خانه مان ، پولتان ،خودشان و...)) بدون تبدیل الف به (و) ـ که در بیشتر لهجه های کشورمان رایج است به وفور به کار می رود .
بقایای پی بناها وخرده سفالها پراکنده در سطحی وسیع نشان می دهد که احتمالا زمانی شهر یا ناحیه ی مسکونی بزرگی در اینجا ریز کنونی وحومه وجود داشته است .
گهگاه بر اثر شسته شدن خاک توسط سیلاب بقایای آسیابهای آبی مدفون شده ظاهر می شود یا در جریان شخم زمین در باغها ظرفهای سنگی بزرگی پیدا می شود . در مواردی نیز خمره ها ی حاوی بقایای اجساد یافت شده است که قدمت حیات تمدنی این ناحیه را به پیش از اسلام و دورانهای باستان می رساند . اینها همه نشان دهنده ی وجود حیات شکوفای یک جامعه ی کشاورز یکجانشین در گذشته های دوراین منطقه است .
شاهد وروایتی در دست است که نشان می دهد بیش از هزار وسیصد سال قبل این ناحیه پناهگاه برخی از علویان وشعیانی بوده که از ستم حاکم عراق حجاج ابن یوسف ثقفی گریخته بودند بر اساس این روایت در راه مال رو وقدیمی ریز به دوراهگ تعدادی قبر وجود دارد که از ان سربازان وماموران وابسته به حجاج است .آنگونه که سینه به سینه نقل شده است این سربازان که در تعقیب چند تن از علویان پا به این راه صعب نهاده بودند در این مکان از تشنگی هلاک میشوند . مسافران محلی که در قدیم از انجا می گذشته اند به این مکان نام قبرهای حجاج داده اند .
دشت ریز تا اواخر عهد صفویه آباد وبا رونق بوده است شاهد این مدعا قبرستانی وسیع در اطراف روستای حرمیک است که از جمله سنگهای دیده شده در آن سنگی است که نام ((صفی قلی فرزند پرویز)) بر آن حک شده وتاریخ 1112هجری قمری را دارد که مقارن اوایل دوران شاه سلطان حسین صفوی است . اما هرج ومرج بعد از صفویان وایام جانشینان نادر همچون بسیاری از نواحی ایران شکوفایی دشت ریز را به زوال و ویرانی کشاند وازآن آباد بوم جز ویرانه های با قی نماند.
بنا به شواهدی تاریخ دوران اخیر ریزاز اواخر دوره ی زندیه آغاز می شود.در این دوره بر اثر عواملی همچون نا امنی گسترده ودر گیری های قدرت مهاجرتهای زیادی در جنوب ایران صورت می کیرد که ازان میان مهاجرانی از اقوام ومکانهای مختلف در دشت ریز ساکن می شوند بخشی از بافت قومی ساکان این ناحیه از نسل همام مهاجران هستند که از نقاط مختلفی از جمله دشتی شولستان ((ممسنی کنونی )) کوشک یا کوشکک در فارس ،عشایر ترک ، دشتستان وجاهای دیگر آمده اند.بدینگونه حیات دشت ریز وآبادی های متروک مانده ی آن دوباره احیاه می شود وقناتها کهن دوباره به جریان می افتد .
در همین ایام است که آرامگاه یکی از سادات صاحب کرامت به نام ((سید حبیب الله)) از اعقاب امام موسی کاضم علیه السلام که احتمالا در دوران صفویه یا پیشتر زیسته ورحلت کرده ودر اینجاه مدفون شده بود زیارتگاه اهالی منطقه گشته واطراف آن نیز خاکستان(قبرستان) شده است .قدیمی ترین سنگ قبری که نگارنده ی این سطور توانست بخواند تاریخ 1203 هجری را دارد که همزمان است با اواخر عهد زندیه . این تاریخ تقریبی با قول یکی از متولیان کنونی بقعه از سادات احمدی همخوانی دارد که آرامگاه آمام زاده سید حبیب الله از حدود 250 سال قبل به صورت زیارتگاه در آمده است .
در برخی از نخستین شناسنامه ها از این ناحیه به نام بلوک ریز نام برده شده است بلوک کلمه ای مغلولی که به معنای تقریبی یک ناحیه یا بخش کشاورزی ومالیاتی به کار رفته است شروع کاربرد این عنوان در ایران به دوران سلطه مغلان یعنی قرن هفتم وهشتم هجری باز می گردد پیش از ان تاریخ از واژه ی فارسی میانه ((تسوج یا طسوج)) استفاده می شده است .
حیات باغ داری وکشاورزی این ناحیه به دلیل وجود آب شیرین فراوان از اهمیت زیادی بر خوردار است منابع مهم آبی دشت ریزکه از گذشته های دور موجب رواج وشکوفایی کشاورری وباغ داری بوده است عبارت است از : رودخانه وچاه های آب ریز، قنات تشان که آب گوارای آن مشهور است قنات دره بان ،قنات پشتو ، قنات وچشمه ی حرمی اناری ،چشمه های حرمیک وبنگو و قنات انارستان و ....
در گذشته کشت خشخاش وبرنج به خصوص در زمینهای کنار رود خانه معمول بوده است ، اما به دلیل حجم فراوان رسوبات سنگی ناشی از سیلابهای زمستانی واز میانرفتن رفتن زمین های کشت این دو محصول کم کم منسوخ شد . ممنوعیت کشت خشخاش از سوی دولت در قرن اخیر نیز یکی از دلایل این امر بوده است . همزمان وبعد از ان ، کشت ذرت رواج زیادی داشت وقوت غالب اهالی را رگاک (نان ذرت) تشکیل می داد . تا سالیان اخیر گندم ،جو،کنجد،تنباکو و پیاز نیز از محصولات معروف این منطقه به حساب می آید ...
(دکتررسولی)